X
تبلیغات
وب سایت تخصصی مدیریت صنعتی زارچ
تاريخ : | | نویسنده : مجید رحمانی

سلام خدمت دانشجویان عزیز به علت راه اندازی تازه سایت

نواقصی را دارا میباشد لطفا با انتقادات و پیشنهادات ما را برای

ارتقا دادن سایت یاری فرمایید و نمونه سوالات در حال اماده سازی میباشند

دانشجویانی که تمایل دارن ما را درکار نویسندگی سایت

همراهی کنن در قسمت نظرات قید فرمایند

با تشکر

در صورت نظر دادن برای دریافت پاسخ به قسمت نظرات مراجعه فرماید و به دلیل بالا بودن تبادل لینک ها در اسرع وقت انجام میشود.باتشکر



تاريخ : | | نویسنده : مجید رحمانی
نویسنده:ناشناس

خوشم میاد همشون(منظورم مسئولان دانشگاه هست) خدای اعتماد به نفس هستن و کلی ادعاشون میشه ... ولی دریغ از یه ذره وجدان کاری ....
انقدر دلم میخواد حالشونو بگیرم ....
در ضمن هر وقت من چشمم به این مسئولای خانم افتاد داشتن یه خوراکی میل میکردن آخه یکی نیست بگه شماها سیر نمیشید انقدر میخورید...فقط صبحانه خوردنشون 45دقیقه طول میکشه حالا تصور کنید دانشجوی بیچاره واسه یه کار خیلی جزئی باید انقدر صبر کنه تا زیر پاش درختایی سبز بشه بزرگتر از درختای جنگل آمازون
یه ذره هم کار مفیدانجام بدید به خدا به جایی برنمیخوره


نویسنده:ناشناس

سلام ازاین دانشگاه فقط میشه از استاداش تشکر ویژه کرد........
این از ساختمان دانشگاه این از مسئولان آموزش این از رئیس دانشگاه آخه یکی یکاری بکنه به خدا ما خجالت میکشیم وقتی استاد زحمتکش ما از مسئول آموزش مثلا دانشگاه ما شکایت میکنه....سه ترمه به ما کفتن ساختمون جدید دانشگاه آماده هست پس چرا منتقلمون نمیکنن اونجا به خدا آدم یاد چک برگشتیاش میوفته وقتی میریم تو دانشگاه اگه میتونین آقای سردبیر واسه این مسائل راه حلی پیدا کنین


نویسنده :ناشناس


چرا لباس استین کوتاه پوشیدی دلم میخواد برو نامه اشتغال به تحصیل بهت نمیدم مسخره کرده خودشو این کچله

نویسنده ناشناس:

چیزی که تو این نظرات دیدم همش قربون صدقه رفتن واسه هم بود و بس انگار هیچکی مطلبت رو نخونده اصلا...
حالا چقدر خودت رو کشتی این ملت رو اینجا بکشی و آمارت رو ببری بالا بماند...
حالا چرا من دارم نظر میدم بماند...
چندتا چیز بهت میگم رعایت کنی خودت اذیت نمیشی این همه هم وبلاگت رو باحرفای این سبکی پر نمیکنی
1) وجدان کاری رو شما نمیتونی تعریف بکنی رنج تعداد کارشناس به ازای تعداد دانشجو 125 نفر یک کارشناس هست اگر تعداد کارشناسان آموزشی شما با رعایت رنج بالا به تناسب هست اگر کم کاری دیدید حرف شما حقه و گرنه هیچ
2) به جای اینکه لقمه های مردم بشماری بهتر بود به چیز بهتر دیگری فکر میکردی در ضمن خوردن و آشامیدن ایرادی نداره در ضمن اگر من جای خانم های محترم بودم زمان بندی مراجعه اعلام میکردم که تکلیف هر دومون در برابر هم مشخص باشه اونموقع شما ممنون هم میشدی
3) در ضمن کار دانشجو باید با درخواست کتبی باشه یعنی درخواست رو ببره دبیرخونه ثبت بکنه و از طریق اتوماسیون ارجاع بشه و طی 7 الی 15 روز کاری قابل پاسخگویی هست و از طریق کد پیگیری هم میتونه آنلاین پیگیر باشه مراجعه هم نکنه اگه تو مرکز شما غیر اینه که بحث دیگه ای هست و هیچ
4) اون دوستی هم که از تحصیل در دانشگاه پیام نور خجالت میکشه بهتر بود یه کم به مغزش فشار بیاره رتبه دانشگاه شهید بهشتی رو میاورد پس باید از یه چی دیگه خجالت بکشه
5) هر جا رفتین اول مقررات اونجا رو رعایت یاد بگیرین خوشتون نمیاد از مقرراتش کسی برای شما سیب سرخ نفرستاده میتونین تشریف ببرین
6) من هم دانشجوی دانشگاه پیام نورم همین


شما هم نظر یادتون نره



+ نظرات انتقادات و پیشنهادات خود رو در همین پست به صورت خصوصی بنویسید

این داستان ادامه دارد...............



تاريخ : | | نویسنده : مجید رحمانی

به دلیل مشکلات پیش امده در سایت بلاگفا چند روزی بلاگ تعطیل میباشد.




کارت ورود به جلسه آزمون های فراگیر دانشگاه پیام نور ۲۱ آذر منتشر خواهد شد.


براساس آنچه در دفترچه فراگیر نوشته شده است کارت ورود به جلسه آزمون کاردانی به کارشناسی، کارشناسی و کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور از ۲۱ آذر ۹۱ از طریق سایت سازمان سنجش به آدرس sanjesh.org قابل دریافت می باشد. آزمون‌های دوره فراگير دانشگاه پيام‌نور در ۲۴ آذرماه سال جاری برگزار خواهند شد.نتايج اين آزمون‌ها بهمن ماه  منتشر می‌شود. داوطلبانی كه به هر دليل موفق به دريافت و مشاهده كارت ورود به جلسه نمی‌شوند و يا اطلاعات كارت اعتباري ثبت‌نام را در اختيار ندارند، بايد با در اختيار داشتن مدرك شناسايی معتبر شخصا به باجه‌های رفع نقص مراجعه كنند. چنانچه داوطلبان مغايرتی در اطلاعات مندرج در كارت خود همچون نام خانوادگی، نام، سال تولد، شماره‌ شناسنامه، كد ملی، عنوان ديپلم، معدل كتبی ديپلم، سال اخذ مدرك ديپلم، فارغ‌التحصيل يا در حال تحصيل، سهميه كارمندی، شهرستان محل اشتغال و كد رشته‌ محل‌های انتخابی براساس اولويت علاقه داوطلب مشاهده كنند، بايد برای اصلاح مورد يا موارد مذكور حداكثر تا روز پنجشنبه به سايت سازمان سنجش مراجعه كنند.



تاريخ : | | نویسنده : مجید رحمانی
• ترم اول (ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه...
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!
 
 
• ترم دوم (ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.!!!!!!!
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.!!!!!!
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.!!!!!
همه
پول و سرمایه من متعلق به توست.!!!!!!!
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم ...
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...
 
• ترم سوم (ترم افسردگی):
الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام ...
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا
 
• ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم ...
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم ...
الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو...

• ترم پنجم (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ...
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم ...

• ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!


• ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):
خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه ...



• ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با
مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا ...
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو ...

انجمن شیمیدانان بچه های کاشان جالب بود



تاريخ : | | نویسنده : مجید رحمانی
اگر یک شرکت بتواند با دلایل درست به حیات خود ادامه دهد، جامعه از وجودش بهره خواهدبرد.
گری هامل، بنیانگذار آزمایشگاه مدیریت دانشکده تجارت لندن، در این مقاله به اهمیت این موضوع می‌پردازد که چگونه یک کسب وکار می‌تواند در دنیای تغییرات بی‌امان، رقابت بی‌رحمانه و نوآوری بی‌وقفه، برنده شود؟
آیا در یک اقتصاد پویا دلیلی برای اهمیت دادن به بقا یا زوال یک شرکت خاص وجود دارد؟ یا به عبارت دیگر،آیا طول عمر سازما

نی برای سهامداران، کارمندان، مشتریان یا در مقیاس بزرگ تر، جامعه ارزشی دارد؟
اگر یک سرمایه دار اهل ریسک یا یک نظریه پرداز بازار آزاد باشید، پاسختان به این سوال احتمالا منفی است. در یک اقتصاد باز، سازوکارهای متنوعی وجود دارد که سوءاستفاده مداوم از منابع یک جامعه را برای یک شرکت دشوار می‌سازد.

آنچه مشتریان و سهامداران را از کشمکش‌های دنباله دار و طولانی بی‌کفایتی در مدیریت مصون می‌دارد، رقابت سخت، ایجاد بازاری برای کنترل شرکت‌های بزرگ و یک بخش کارآفرینی با نشاط و پویا است. با وجود این ضمانت‌نامه، شرکتی که نتواند خود را با شرایط متغیر سازگار کند، مشتریان، بهترین کارمندان و در نهایت استقلالش را از دست می‌دهد. مانند آنچه در سال 2009 برای شرکت‌سان مایکروسیستمز اتفاق افتاد.اگر تمام این سازو کارها شکست بخورند، ورشکستگی حتمی خواهد بود.

طبق این دیدگاه هیچ شرکتی پیش از موعد مقررش از بین نمی‌رود، با این حال مساله بقا و زوال شرکت‌های سهامی بزرگ، پیچیده‌تر از اینها است: اول اینکه بسیاری از سازمان‌های مهم، شرکت‌هایی هستند که به طور عمومی دادوستد نمی‌کنند، مانند وزارت امنیت داخلی ایالات متحده، خدمات بهداشتی ملی بریتانیا،بانک مرکزی اروپا و ناتو.در اکثر موارد این سازمان‌ها نه به طور مستقیم رقیبی دارند، نه می‌توانند به تصاحب کسی درآیند.

دوم اینکه شرکت‌های دارای مدیریت ضعیف با ساختارهای نامناسب، به شیوه آرام و نامطمئنی عمل می‌کنند و به این ترتیب شرکت را از منابع محروم می‌کنند. هیات مدیره‌ای که بیش از حد آسانگیرو اغماض‌گر باشد، در برخورد با مدیران اجرایی‌ای که هنگام از بین رفتن کسب‌وکار، با انجام کارهای بیهوده وقت تلف می‌کنند و برای کم کردن هزینه‌های غیرتولیدی(سرشکن) انبار شده، به جای اقلام فوري، به‌تدريج اين كار را می‌کنند، بیش از حد صبر وشکیبایی نشان می‌دهند. ا

گر دقیقه به دقیقه یک شرکت متزلزل را بررسی کنید فورا متوجه خواهید شد برای مدیرانی که در حسرت گذشته هستند و از رنج و سختی بیزارند، راه‌های بسیاری برای به تعویق انداختن موعد تسویه حساب‌هایشان وجود دارد. آنها می‌توانند موانعی در برابر تصاحب خصمانه ایجاد کنند، از تخفیف و کاهش قیمت به منظور پوشش محصولات غیررقابتی استفاده کنند، برنامه‌های ریاضتی صرفه‌جویی و کاهش هزینه‌ها را درقالب شعارهای تهورآمیز تحول، به خورد دیگران بدهند و با حراج دارایی‌های شرکت، تجارت در حال زوال خود را، سرپا نگه دارند. به بیان ساده‌تر، شرکت‌های بزرگ به آرامی از بین می‌روند و ممکن است سال‌ها در گیرو دار نابودی باشند.


عامل سومی که جامعه با شکست شرکت‌ها با آن روبه‌رو می‌شود، هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر تعدیل و انطباق است. تخصیص مجدد مهارت‌ها و سرما‌یه‌های بسیار تخصصی فرآیندی بسیار ناکارآمد است‌. پیدا کردن شغل جدید برای کارمندان بدون شغل ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد و اگر شغل جدیدی هم پیدا کنند، احتمالا دستمزد کمتری نسبت به کار قبلی دریافت خواهند کرد. اثرات جانبی منفی افول شرکت‌ها که در قالب مزایای بیکاری، کاهش درآمدهای مالیاتی و کاهش کلی رفاه اجتماعی به جامعه تحمیل می‌شوند را باید به اینها اضافه کرد.

چهارم اینکه وجود شرکت‌های بزرگ پایدارو برقرار برای هر اقتصادی حیاتی است. شرکت‌های قدیمی معمولا از شرکت‌های جدید کارآمدترند. شرکت‌های جدید خلاقند، اما کسب‌وکارشان هنوز بهینه‌سازی نشده وبه کمال نرسیده است.

علاوه بر این شرکت‌های تحقیقاتی، معمولا برای تامین بودجه، استعدادها و مهارت‌های مدیریتی و دسترسی به بازار، شرکت‌های تثبیت شده وبا تجربه را مبنا قرار می‌دهند. بدون شک موفقیت اولیه مایکروسافت اصالتا به توانایی‌اش در بهره‌برداری از نام تجاری آی.بی.ام وابسته بود. تجربه‌هایی از این دست نشان می‌دهند در دنیای تجارت میان شرکت‌های بزرگ و کوچک، یک همزیستی مهم و ضروری وجود دارد.

افرادی که نسبت به نابودی سازمان‌ها با خونسردی وملایمت رفتار می‌کنند، اغلب به تجارت به مثابه یک موجود زنده نگاه می‌کنند. در طبیعت حیوانات برای به دست آوردن نیازهای اولیه مانند غذا با هم رقابت می‌کنند و قوی ضعیف را می‌بلعد. با این وجود معتقدم که در نظر گرفتن یک شرکت بزرگ و مهم مانند سیتی گروپ، هیولت پاکارد و سونی به عنوان یک موجود واحد اشتباه است؛ چرا که این نگاه وسعت و دامنه این سازمان‌ها و پیامدهای اقتصادی شکست یا موفقیت شان را ساده و کوچک جلوه می‌دهد.

بنابراین اگر شکست شرکت‌ها در مقیاس بزرگ را مدل یک پدیده زیست شناختی در نظر بگیریم، معادل مرگ يك حيوان نیست، بلکه خیلی بزرگ‌تر از آن یعنی معادل فرووپاشی کل اکوسیستم یا انقراض گونه‌ای در طبیعت است. بوم شناسان در یک مورد حق دارند: انعطاف‌پذیری نیاز به تنوع دارد.باید مکانی برای ارائه ایده‌های رقیب وجود داشته باشد، جایی که در آن برندگان را، نه چند قاضی خردمند که خرد جمعی بازار بر می‌گزیند. انعطاف‌پذیری اقتصادی به رقابت مابین تعداد زیادی از شرکت‌های تحقیقاتی بسیار متمرکز وابسته است؛ بنابراین در دنیای کسب‌وکار برای داشتن چنین محیطی اهمیت نقش کارآفرینی و کارآفرینان را باید پذیرفت.

به این سوال برگردیم که آیا ممکن است یک سازمان ناگهان و نابهنگام رو به نابودی رود؟ پاسخ اکثر اقتصاددانان، مانند سرمایه‌داران ریسک‌پذیر، منفی خواهد بود. موسسات وقتی رو به نابودی می‌روند که مستحق آن باشند و این زمانی است که ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات سهامداران ذی‌نفع، برای آنها به صورت یک عادت در آمده باشد؛ بنابراین سازمان‌ها به علل طبیعی و نابهنگام از بین نمی‌روند و عللی که سازمان‌ها را رو به نابودی می‌برد، عللی قابل پیش‌بینی هستند، اما علل قابل پیش‌بینی، اجتناب‌ناپذیر نیستند. هیچ انسان دویست ساله‌ای وجود ندارد، اما شرکت‌های دویست ساله بسیاری وجود دارند.

معمولا شرکت‌ها از طریق اتخاذ تصمیمات خودشان نه تصمیم‌هایی که از قبل ساخته شده است، آینده و سرنوشت شرکت خود را تعیین می‌کنند. اگر این تصمیمات اشتباه باشند به نوعی به خودکشی یک شرکت می‌انجامد.

اکثر ما هر گونه اقدام به خودکشی را مرگی غیرمنتظره و نابهنگام تلقی می‌کنیم، پس چرا باید نسبت به خودکشی شرکت‌ها بی‌تفاوت باشیم؟

گذشت زمان پیچیدگی‌ها را ممکن می‌سازد. سازمان‌ها نیز با گذشت زمان رشد می‌کنند و با تبدیل ایده‌های ساده به سیستم‌های پیچیده رونق می‌یابند. ایده حرکت سریع با جنرال موتورز و مفهوم جست وجوی اینترنتی با گوگل در ذهن اکثریت مردم تداعی شد. با این وجود روند تبدیل یک ایده الهام شده،به یک ارزش زمانبر است. یک ایده خوب با طی زمان و از طریق تکرار چرخه تجربه، یادگیری، انتخاب و تنظیم به هدف می‌رسد. در این بین اگر یک تصمیم اجرایی ضعیف و زودهنگام در این چرخه وقفه ایجاد کند،ممکن است جامعه از مزایای این ایده محروم شود و سازمان دیگری از راه برسد و از آن ایده که از پیشگامان شکست خورده به جا مانده به نفع خود استفاده کند.

با اینکه پیچیدگی زمانبر است؛ اما به طور کلی مسائل پیچیده برای انسان ارزشمندترند. این دلیل پنجمی است برای اینکه اگر شرکتی در فرآیند انطباق خود موفق نشد، باید احساس نگرانی کند.
دلیل نهایی که شکست یک شرکت را برای ما ناخوشایند می‌کند، مسوولیت پذیری ما نسبت به این شرکت‌ها است.

ما نیز مانند مسوولان موظفیم که در همه جا از چیزهایی که به ارث برده‌ایم، حفاظت کنیم. البته نه با پشتیبانی و حمایت بی‌جا از شرکت‌های رو به افول و جدا کردن آنها از واقعیت، بلکه با یاری کردن آنها برای تغییر و سازگار کردن خود در مسیری که بتوانند ماندگار شوند. حقیقت این است که ما مراقب و نگران سازمان‌ها یا حداقل سازمان‌هایی که مهارت و شورو اشتیاقمان را در آن سرمایه‌گذاری کرده‌ایم، هستیم. اما تا وقتی که به موسسات دیگران یا دست کم سلا مت موسسات به طور کلی اهمیت ندهیم، نمی‌توانیم از آنهاچنین انتظاری داشته باشیم.

بحث من این نیست که سیاست‌گذاران باید شرکت‌ها را از عواقب حماقت‌های اجرایی مصون بدارند یا آنکه نابودی سازمان‌ها را امری اجتناب‌ناپذیر بدانیم. (البته در تئوری هر شرکتی می‌تواند جاودان باشد)، بلکه معتقدم سازمان‌های بسیاری هستند که مستحق نابودی‌اند و سیاست‌گذاران بایدآنها را با تقدیرشان تنها بگذارند. کمک‌های دولتی (از هر نوعی) معمولا نسنجیده هستند. کمک‌های دولتی از قبیل یارانه‌ها، کمک‌های مالی، شیوه‌های بد پاداش‌دهی باعث تحریف تصمیم سازی‌های اقتصادی می‌شوند و کسب‌وکار را به ساختارهای کهنه و منسوخ محدود می‌کنند و مانع رشد می‌شوند. بنابراین من با مدیریت کسب کار در بازارهای آزاد موافقم.

از سوی دیگرباید توجه شود، شکست سازمانی می‌تواند به شدت گران تمام شود وباعث هدر رفتن شایستگی‌ها و هزینه‌های مرتبط ‌شود. معتقدم که طول عمر یک سازمان ارزشمند است. اما همچنین بر این باورم که هر سازمانی باید به طور مستمر، حق حیات خود را به دست آورد (تمدید کند)، چه یک دبیرستان محلی باشد یا شرکت جنرال موتورز. البته طول عمر یک شرکت باید پاداش انعطاف‌پذیر بودن آن باشد، نه محصول و نتیجه حفظ شرایط موجود در آن سازمان.

اگر چه در عمل ممکن است برخی سازمان‌ها بزرگ تر یا مهم‌تر ازآن باشند که در مدت کوتاهی شکست بخورند، اما سیاست‌گذاران هرگز نباید سازمانی را از داروینیسم اقتصادی (نظریه تکامل تدریجی) مصون بدارند.



برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید :





برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید : 




  • خرید vpn
  • قالب وبلاگ